نبود حد سرمايه مجاز
به نحوي كه هر فردي با هر ميزان سرمايه امكان ورود به اين بازار را خواهد داشت . به عنوان مثال دربازار سرمايه شما به راحتي مي توانيد با مبلغ يك ميليون ريال بخشي ازسهام يك شركت بزرگ ومعتبر را خريداري نمائيد . اما اگر بازار بورسي وجود نمي داشت ، به سختي مي توانستيد درشرايط عادي با اين مبلغ حركت اقتصادي خاصي را انجام دهيد .
قابليت
نقد شوندگى بالا كه موجب گرديده تا درشرايط عادي ورود و خروج شما به اين بازار در كمتر از چند روز فراهم گردد . كه يقينا با توسعه الكترونيكي بازار (كه مقدمات آن درحال اجرا است) اين مدت مي تواند حتي به چند ساعت تقليل پيدا نمايد كه تقريبا چنين وضعيت مشابه اي به ندرت درساير رويه هاي سرمايه گذاري يافت مى شود .
بازده بالاتر
از منابع پربازده شناخته شده در بازارهاي مشابه ، بادرنظر گرفتن ريسك بهينه .
تب گسترش اين بازار
كه به عنوان عاملي ناديدني (همانند تب طلا در ايالات متحده)، بازار امروز ايران را فرا گرفته است و همچنان تا ظرفيت نهايي و تعادل، گام هاي بسيار بزرگي را در پيش رو خواهد داشت . علي رغم عدم تنوع دربازار بورس ايران ، درعين حال منابع كسب سود دراين بازار بسيار متنوع است ، به نحوي كه يك سهم خريداري شده مي تواند براي دارنده آن ، به طرق گوناگون سود ايجاد نمايد كه از آن جمله مي توان به انواع افزايش سرمايه ، ما به التفات قيمت خريد با قيمت روز ، سود نقدي و ... اشاره داشت .
ظرفيت هاي باز موجود
به نحوي كه عليرغم تمام رشدهاي اين بازار همچنان ظرفيتهاي رشد فوق العاده بكر و دست نخورده اي وجود دارد ،كه سياستهاي خصوصي سازي دولت نيز بعنوان يكي از اهداف كلان اقتصادي در واقع تقويت كننده اين موضوع مي باشد .
آخرین ویرایش در سه شنبه, 14 بهمن 1393



